تبليغاتX
نوشته - گرگ
نوشته
یادداشتهای یک فیلسوف جوان
صبر کن الان درب را باز میکنیم

لازم نیست خودت را به زحمت بیندازی

صدایت را عوض نکن

دست و پایت را بی خود رنگ نکن

همان اولش ما تو را شناختیم

بیا ما را بخور و از این غم نجاتمان بده 

مامان بزی از صبح تا شب می رود کار می کند شکم ما را سیر کند

بیا ما را بخور و رنج او را هم کم کن

نگران نباش ما خودمان تو را انتخاب کرده ایم

آقا گرگه بفرما داخل ، دم در بد است !


برچسب‌ها: شنگول, منگول, حبه انگور, گرگ, انتخاب

ارسال در تاريخ یکشنبه 30 بهمن1390 توسط مجید صادقی