تبليغاتX
نوشته - شب
نوشته
یادداشتهای یک فیلسوف جوان

یاداشت های نیمه کاره ام را برمی داشتم که یا کامل کنم و یا دور بریزم و چیز هایی را که میزم نباید فراموش کند را کم می کردم که کاغذی رنگی و کوچک توجهم را جلب کرد ، بی شک یکی از یادداشت هایی است که نیمه شبی که به تو فکر می کردم نوشتم ، نمی دانم کدام شب !

شب است و شعله ی شعر است و شاعرانه ی من

تمام شعرمن امشب تویی، تو ، عاشقانه ی من

دلم گرفته از این شهر ، می روم که دگر

برای رفتن از اینجا تویی بهانه ی من


برچسب‌ها: شب, شعله, شعر, شاعرانه, بهانه, نشانه, عاشقانه

ارسال در تاريخ شنبه 22 بهمن1390 توسط مجید صادقی
هر شب خیال تو را در کنار خود

تا صبح دم به دیدن مهتاب می برم

تصویر خنده های تو را نقش می زنم

در کارگاه دیده ی بی خواب می برم

حتی نگاه تو را با خیال خود

تا انتهای کوچه ی هر خواب می برم


برچسب‌ها: شب, مهتاب, خیال, خواب, نگاه

ارسال در تاريخ شنبه 17 دی1390 توسط مجید صادقی