تبليغاتX
نوشته - خدا
نوشته
یادداشتهای یک فیلسوف جوان
همه در بعثت ذرات هستیم                  همه پیغمبر به ذات هستیم

بشر آیینه دار بی ثباتی است               وگر نه دانش توحید ذاتی است

خدا جز خاک ، ماوایی ندارد                 جهان غیر خدا جایی ندارد

خدا در لابه لای  لا مکان است              خدا مثل حقیقت بی نشان است

خدا جاری ، خدا می بارد اینجا              خدا این عشق را میکارد اینجا

خدا در گل ، خدا در آب و رنگ است       خدا نقاش این جمع قشنگ است

خدا یعنی درختان حرف دارند                شقایق ها درونی ژرف دارند

خدا ذات گل و ذات قناری است             خدا اثبات باران بهاری است

خدا را میتوان از خلسه فهمید               خدا را در پرستش میتوان دید

خدا در باطن آباد شراب است               خدا در قعر چشمان تو خواب است

خدا در هر نظر آیینه ی ماست               همین حالا خدا در سینه ی ماست


این شعر رو یک سخران در سخنرانی خودش خواند و من خوشم اومد . . .


برچسب‌ها: خدا

ارسال در تاريخ شنبه 13 اسفند1390 توسط مجید صادقی
داشت برایم استدلال هایی را بیان می کرد که از آن استدلال ها توانسته بود ثابت کند خدا وجود ندارد !

بعد از تمام شدن حرف هایش گفتم اینها را خودت استدلال کردی یا از جایی خوانده بودی ؟

نگاه متفکرانه ای انداخت و بعد به دور دست خیره شد و با لحن حکیمانه ای گفت : خودم به این نتایح رسیدم !

گفتم دروغ می گویی لابد جایی خواندی ، بگو این حرفها از چه کسی بود ؟

این بار با جدیت به چشمانم خیره شد و گفت :  به خدا  این حرفها  از خودم بود  ! به خدا خودم استدلال کردم !


برچسب‌ها: خدا, استدلال, اثبات وجود خدا, دروغ

ارسال در تاريخ جمعه 28 بهمن1390 توسط مجید صادقی